خرید بک لینک

درباره سایت

یه پسر

امکانات وب

این چند روز خوب بود خدا رو شکر. همین که فکرشو نمی کنم اعصابم راحته و آرامش دارم. فقط امیدوارم همه چی به زودی درست بشه و انقدر جنگ اعصاب نداشته باشم...دیروز استاد نتورک تا امد تو کلاس گفت فقط بذارید بر

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1398 ساعت: 7:06

این نوشتنه خیلی خوبه، حالا چه حرفایی که اینجا می زنم چه نوشتن خرج و مخارج ماهانه!برگام ریخت وقتی دیدم از اول ماه تا امروز نزدیک به دو میلیون خرج کردم! واقعاً برای چی؟ که چی؟ اصن من چه خرجی دارم؟ 550 ت

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1398 ساعت: 7:06

امروز دو ساعتی تمرین کردم و امیدوارم که ان شاء الله فردا قبول بشم.رفتم کتابخونه ثبت نام کنم زنه گفت الآن تا آخر خرداد کتابخونه شلوغه ممکنه جا گیرت نیادا! به زبون بی زبونی داشت می گفت ثبت نام نکن آقا ن

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1398 ساعت: 7:06

قبول شدمممممممممممممممممممممممممممممممممممممم.آره بالاخره گواهینامه موتور رو گرفتم.دیروز داشتم مدارکم رو می گشتم دیدم این گواهینامه موتور گرفتن من چه داستان هایی داشته! چند تا فیش بانکی پیدا کردم دیدم

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1398 ساعت: 7:06

امروزم گذشت.

اتفاق خاصی نیفتاد. از اتفاقای ناراحت کننده هم تا حد ممکن دیگه نمی خوام بنویسم.

یکی از مشکلای اساسیم اینه که زیادی فکر و خیال همه چی رو می کنم و فکر جوانب همه چیز و هم کس هستم، به نظرم یه روزی با این کار خودمو نابود می کنم چون اکثریت اطرافیانم اینجوری نیستن و همه دایورتن... آدم باید مثل بقیه باشه و زیاد سخت نگیره تا بگذره...

یعنی یه روز من درست می شم؟

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1398 ساعت: 7:06

امروز پرسید گفت شما دو تا قهرید؟ گفتم نه ولی حرف خاصی هم نداریم، خودش خواسته...از این می ترسیدم که بقیه از این مسئله بو ببرن که متأسفانه داره اتفاق می افته...برام مهم نیست دیگه...توکل کردم به خدا و وا

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1398 ساعت: 7:06

امروز هم گذشت...

خیلی عادی، خیلی ملو، بی هیچ تغییری، با همون رفتار ها و حرف های همیشگی.

و این یکنواختی می تونه شروعی باشه برای مرگ تدریجی آدم ها...

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1398 ساعت: 7:06

ای چند روز هم می گذره و می گذره و می گذره... مثل همیشه...

هیچی درست نشده و گاهاً داره بدتر میشه که بهتر نمی شه...

از امروز استارت زدم و اولین جلسه رو رفتم...

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1398 ساعت: 7:06

چیزی فرقی نکرده که نمی نویسم.

بعضی وقتا فاصله گرفتن از بعضی آدما به نفعه.

امیدوارم توی این راهی موفق باش و سال دیگه یه همچین موقع هایی به هدفم نزدیک شده باشم.

خدایا به امید تو زنده ام...

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1398 ساعت: 7:06

خب این چند وقتی که ننوشتم معنیش این بود که اوضاع خیلی خوب نبود و همون مشکلات قبلی مثل خوره سرکار داشت همه وجودمو می خورد... از طرفی هم انقدر خودمو درگیر کلاس ها، برنامه ها و کارهام کرده بودم که به همه

برچسب: نویسنده: پارسا قربانی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1398 ساعت: 7:06

صفحه بندی